الملا فتح الله الكاشاني
314
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ پادشاهى آسمانها و زمينها يعنى تدابير جميع امور علوى و سفلى و زمام ملك همه آن در قبضه اقتدار اوست يَغْفِرُ ميآمرزد گناه را لِمَنْ يَشاءُ براى هر كه ميخواهد وَ يُعَذِّبُ و عذاب مىكند بگناه لِمَنْ يَشاءُ هر كرا اراده كند و مقرر استكه مشيت حق تعالى تابع حكمت اوست پس مغفرة او نسبة بتايب خواهد بود و تعذيب او نسبت بمصر وَ كانَ اللَّهُ و هست خداى غَفُوراً آمرزندهء توبه كنندگان رَحِيماً مهربان بر ايشان و شبههء نيست در آنكه رحمة صفات ذاتية اوست و غضب از صفات عرضيه و لهذا تكفير سيئات مينمايد باجتناب كبيره و كبائر را ميآمرزد بتوبه و انابه آوردهاند كه حضرت رسالت در ذى الحجة الحرام سال ششم از هجرت از حديبيه مراجعت نمود و در محرمالحرام هفتم از آن بغزوه خيبر توجه فرمود و باصحاب وعدهء فتح و غنيمت داد بفرموده حق سبحانه و تعالى حكم كرد كه هر كه در حديبيه حاضر بوده به اين غزا توجه نمايد و غير آن بايشان موافقت ننمايد و چون عزم ايشان در اين باب جزم شد متخلفان به قصد رد الهى گفتند كه بگذاريد تا تابع شما شويم در غزا و با اعدا محاربه كنيم حق تعالى پيش از وقوع اين قضيه پيغمبر خود را از ما فى الضمير ايشان خبر داد . سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ زود باشد كه بگويند باز پس ماندگان از حديبيه كه قبايل مذكورهاند از اعراب إِذَا انْطَلَقْتُمْ در وقتى كه برويد شما إِلى مَغانِمَ بسوى غنيمتهاى يعنى غنائم خيبر لِتَأْخُذُوها تا فرا گيرند آن را ذَرُونا بگذاريد ما را نَتَّبِعْكُمْ تا پيروى كنيم شما را در آمدن بخيبر و غزا نمودن با اهل آن يُرِيدُونَ ميخواهند متخلفان به اين قول أَنْ يُبَدِّلُوا آنكه مبدل و متغير گردانند كَلامَ اللَّهِ سخن خداى را يعنى حكم او را كه فرموده بود كه غير اهل حديبيه بر اين حرب نروند و اخذ غنيمت نكنند قُلْ بگو اى محمد مر ايشانرا كه لَنْ تَتَّبِعُونا پيروى نخواهيد كرد ما را اين نفى است در معنى نهى يعنى با ما بيرون ميائيد كَذلِكُمْ قالَ اللَّهُ همچنين گفته است خداى مِنْ قَبْلُ پيش از تهيه شما براى بيرون آمدن بخيبر يا پيش از آمدن ما بمدينه فَسَيَقُولُونَ پس زود باشد كه ايشان گويند كه خدا به اين حكم نفرمود بَلْ تَحْسُدُونَنا بلكه حسد مىبريد شما بر ما تا در غنايم آن با شما شريك نشويم حق سبحانه رد قول ايشان نموده ميگويد كه نچنين است كه متخلفان ميگويند بَلْ كانُوا لا يَفْقَهُونَ بلكه هستند كه در نمييابند و فهم نميكنند إِلَّا قَلِيلًا مگر فهميدنى اندك كه آن فطنت آنهاست